الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

202

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

حسين عليه السّلام شامگاه عرفه بوديم . پس آن حضرت عليه السّلام از چادر خود با تذلّل و خشوع خارج شد و آرام ، آرام راه مىرفت تا اينكه همراه با جمعى از اهل بيت ، فرزندان و غلامانش در سمت چپ كوه ، رو به سوى خانهء خدا ايستاد ، سپس دو دست خود را تا مقابل صورتش بالا برد همچون غذا خواستن مسكين و فرمود : « سپاس خداى را كه قضاى او را دفع كننده‌اى نيست و عطايش را مانعى نباشد و مانند ساختش ، سازنده‌اى وجود ندارد ، اوست بخشندهء گسترنده كه انواع آفريده‌ها را آفريد و با حكمت خويش ، ساخته‌ها را نيكو ساخت و هيچ پديده‌اى بر او پنهان نيست و هيچ امانتى نزد وى از بين نرود . اوست توشه دهندهء هر قانع و رحم كنندهء هر ناتوان ، فرودآورندهء منافع و كتاب جامع ، با نور درخشان . اوست شنوندهء خواسته‌ها و دور كنندهء گرفتاريها و بلند گردانندهء درجات و كوبندهء ستمگران ، پس پروردگارى جز او نيست و نه چيزى برابر او و چيزى همانندش نباشد و اوست شنواى بينا ، لطيف آگاه و او بر هر چيزى تواناست . ( 1 ) خداوندا ! من به سوى تو مشتاقم و به پروردگارى تو گواهى مىدهم و اعتراف مىكنم كه تو پروردگار من هستى و بازگشت من به سوى تو است . تو با نعمتهايت بر من آغاز كردى پيش از آنكه چيزى گفته باشم و مرا از خاك آفريدى و سپس مرا در صلبها جاى دادى ، ايمن از سختيهاى زمانه و دگرگونى روزگار و سالها . همچنين از صلبى به رحمى نقل مكان مىنمودم همراه با گذشت روزگاران گذشته و قرون سپرى شده ، مرا به رأفتت و لطفت و احسانت در زمان حكومت پيشوايان كفر ، خارج نساختى ، آنها كه عهد تو را شكستند و پيامبرانت را تكذيب كردند ، بلكه به لطف و محبتت نسبت به من ، مرا خارج ساختى به سوى آنچه پيش از من از هدايت بوده است ، آنچه مرا آسان به سوى آن آوردى و مرا در آن پروراندى و پيش از آن ، با نيكى احسانت و نعمتهاى فراوانت بر من رأفت